کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 207

مثل اینکه او هم میدانست ، به من دلداری داد. گاهی میرود برایم از در و همسایه ها دوا و درمان می آورد ،

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 204

    دایه ام گاهی از معجزات انبیاء برایم صحبت میکرد ؛ به خیال خودش میخواست مرا به این وسیله تسلیت بدهد.

    #
  2. 205

    ولی من به فکر پست و حماقت او حسرت می بردم. گاهی برایم خبرچینی میکرد ، مثلا چند روز پیش به من

    #
  3. 206

    گفت آه دخترم (یعنی آن لکاته) به ساعت خوب پیرهن قیامت برای بچه میدوخته ، برای بچه ی خودش. بعد ،

    #
  4. 207

    مثل اینکه او هم میدانست ، به من دلداری داد. گاهی میرود برایم از در و همسایه ها دوا و درمان می آورد ،

    انتخاب‌شده
  5. 208

    پیش جادوگر ، فالگیر و جام زن میرود ، سر آتاب باز میکند و راجع به من با آنها مشورت میکند. چهارشنبه

    #
  6. 209

    آخر سال رفته بود فالگوش یک آاسه آورد آه در آن پیاز ، برنج و روغن خراب شده بود گفت اینها را به نیت

    #
  7. 210

    سلامتی من گدایی آرده و همه ی این گند و آثافتها را دزدآی به خورد من میداد. فاصله به فاصله هم جوشانده

    #