نثر · شماره 211
های حکیم باشی را به ناف من می بست. همان جوشانده های بی پیری آه برایم تجویز آرده بود: پرزوفا ، رب
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 208
پیش جادوگر ، فالگیر و جام زن میرود ، سر آتاب باز میکند و راجع به من با آنها مشورت میکند. چهارشنبه
# - 209
آخر سال رفته بود فالگوش یک آاسه آورد آه در آن پیاز ، برنج و روغن خراب شده بود گفت اینها را به نیت
# - 210
سلامتی من گدایی آرده و همه ی این گند و آثافتها را دزدآی به خورد من میداد. فاصله به فاصله هم جوشانده
# - 211
های حکیم باشی را به ناف من می بست. همان جوشانده های بی پیری آه برایم تجویز آرده بود: پرزوفا ، رب
انتخابشده - 212
سوس ، آافور ، پرسیاوشان ، بابونه ، روغن غاز ، تخم آتان ، تخم صنوبر ، نشاسته ، خاآه شیر و هزار جور
# - 213
مزخرفات دیگر_
# - 214
چند روز پیش یک آتاب دعا برایم آورده بود آه رویش یک وجب خاک نشسته بود. نه تنها آتاب دعا بلکه هیچ
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 211 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.