نثر · شماره 217
نبود؟ ولی هیچ وقت ، نه مسجد و نه صدای اذان و نه وضو و اخ و تف انداختن و دولا و راست شدن در مقابل
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 214
چند روز پیش یک آتاب دعا برایم آورده بود آه رویش یک وجب خاک نشسته بود. نه تنها آتاب دعا بلکه هیچ
# - 215
جور آتاب و نوشته و افکار رجاله ها به درد من نمیخورد. چه احتیاجی به دروغ و دونگهای آنها داشتم ، آیا من
# - 216
خودم نتیجه ی یک رشته نسلهای گذشته نبودم و تجربیات موروثی آنها در من باقی نبود؟ آیا گذشته در خود من
# - 217
نبود؟ ولی هیچ وقت ، نه مسجد و نه صدای اذان و نه وضو و اخ و تف انداختن و دولا و راست شدن در مقابل
انتخابشده - 218
یک قادر متعال و صاحب اختیار مطلق آه باید به زبان عربی با او اختلاط آرد ، در من تاثیری نداشته است.
# - 219
اگر چه سابق بر این ، وقتی آه سلامت بودم چند بار اجبارا به مسجد رفته ام و سعی میکردم آه قلب خودم را با
# - 220
سایر مردم جور و هماهنگ بکنم اما چشمم روی آاشیهای لعابی و نقش و نگار دیوار مسجد آه مرا در خوابهای
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 217 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.