نثر · شماره 238
مجهول و ناشناس شده بودم ، بطوری آه فراموش آرده بودند آه سابق بر این جزو دنیای آنها بوده ام. چیزی آه
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 235
جبران ساعتهای دراز خفقان و اضطراب را زندگی در من زیاد شده بود آه آوچکترین لحظه ی خوشی
# - 236
میکرد.
# - 237
می دیدم آه درد و رنج وجود دارد ولی خالی از هر گونه مفهوم و معنی بود من میان رجاله ها یک نژاد
# - 238
مجهول و ناشناس شده بودم ، بطوری آه فراموش آرده بودند آه سابق بر این جزو دنیای آنها بوده ام. چیزی آه
انتخابشده - 239
وحشتناک بود: حس میکردم آه نه زنده ی زنده هستم و نه مرده ی مرده ، فقط یک مرده ی متحرک بودم آه نه
# - 240
رابطه با دنیای زنده ها داشتم و نه از فراموشی و آسایش مرگ استفاده میکردم.
# - 241
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 238 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.