نثر · شماره 257
در همه چیز تراوش میکند. من به آن خو گرفته بودم در تاریکی بود آه افکار گمشده ام ، ترسهای فراموش شده
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 254
من هراسان خودم را آار آشیدم ، آواز آنها در هوا بطور مخصوصی می پیچید ، آم آم صدایشان دور و خفه
# - 255
شد. نه ، آنها با من آاری نداشتند ، آنها نمیدانستند _ دوباره سکوت و تاریکی همه جا را فرا گرفت من پیه
# - 256
سوز اطاقم را روشن نکردم ، خوشم آمد آه در تاریکی بنشینم تاریکی ، این ماده ی غلیظ سیال آه در همه جا و
# - 257
در همه چیز تراوش میکند. من به آن خو گرفته بودم در تاریکی بود آه افکار گمشده ام ، ترسهای فراموش شده
انتخابشده - 258
، افکار مهیب باورنکردنی آه نمیدانستم در آدام گوشه ی مغزم پنهان شده بود ، همه از سر نو جان میگرفت ،
# - 259
راه می افتاد و به من دهن آجی میکرد آنج اطاق ، پشت پرده ، آنار در ، پر از این افکار و هیکلهای بی شکل
# - 260
و تهدید آننده بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 257 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.