نثر · شماره 289
از شب خیلی گذشته بود آه خوابم برد. ناگهان دیدم در آوچه های شهر ناشناسی آه خانه های عجیب و غریب به
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 286
باورنکردنی ولی طبیعی جلو من مجسم میکرد. و بعد از آنکه بیدار میشدم ، در همان دقیقه هنوز به وجود خودم
# - 287
شک داشتم ، از زمان و مکان خودم بیخبر بودم گویا خوابهایی آه میدیدم همه اش را خودم درست آرده بودم و
# - 288
تعبیر حقیقی آن را قبلا میدانسته ام.
# - 289
از شب خیلی گذشته بود آه خوابم برد. ناگهان دیدم در آوچه های شهر ناشناسی آه خانه های عجیب و غریب به
انتخابشده - 290
اشکال هندسی ، منشور ، مخروطی ، مکعب ، با دریچه های آوتاه و تاریک داشت و به در و دیوار آنها بته ی
# - 291
نیلوفر پیچیده بود ، آزادانه گردش میکردم و به راحتی نفس میکشیدم. ولی مردم این شهر به مرگ غریبی مرده
# - 292
بودند. همه سر جای خودشان خشک شده بودند ، دو چکه خون از دهنشان تا روی لباسشان پایین آمده بود. به هر
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 289 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.