نثر · شماره 300
بیدار شدم.
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 297
میدویدم ؛ هر آسی را میدیدم سر جای خودش خشک شده بود میترسیدم پشت سرم را نگاه بکنم. جلو خانه ی
# - 298
پدرزنم آه رسیدم برادرزنم ، برادر آوچک آن لکاته روی سکو نشسته بود. دست آردم از جیبم دو تا آلوچه در
# - 299
آوردم ، خواستم به دستش بدهم ولی همین آه او را لمس آردم سرش آنده شد به زمین افتاد. من فریاد آشیدم و
# - 300
بیدار شدم.
انتخابشده - 301
هوا هنوز تاریک روشن بود ، خفقان قلب داشتم ؛ به نظرم آمد آه سقف روی سرم سنگینی میکرد ، دیوارها بی
# - 302
اندازه ضخیم شده بود و سینه ام میخواست بترآد. دید چشمم آدر شده بود. مدتی به حال وحشت زده به تیرهای
# - 303
اطاق خیره شده بودم ، آنها را میشمردم و دوباره از سر نو شروع میکردم. همین آه چشمم را به هم فشار دادم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 300 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.