کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 304

صدای در آمد ، ننجون آمده بود اطاقم را جارو بزند ، چاشت مرا گذاشته بود در اطاق بالاخانه. من رفتم بالاخانه

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 301

    هوا هنوز تاریک روشن بود ، خفقان قلب داشتم ؛ به نظرم آمد آه سقف روی سرم سنگینی میکرد ، دیوارها بی

    #
  2. 302

    اندازه ضخیم شده بود و سینه ام میخواست بترآد. دید چشمم آدر شده بود. مدتی به حال وحشت زده به تیرهای

    #
  3. 303

    اطاق خیره شده بودم ، آنها را میشمردم و دوباره از سر نو شروع میکردم. همین آه چشمم را به هم فشار دادم

    #
  4. 304

    صدای در آمد ، ننجون آمده بود اطاقم را جارو بزند ، چاشت مرا گذاشته بود در اطاق بالاخانه. من رفتم بالاخانه

    انتخاب‌شده
  5. 305

    جلو ارسی نشستم ، از آن بالا پیرمرد خنزرپنزری جلو اطاقم پیدا نبود ، فقط از ضلع چپ ، مرد قصاب را

    #
  6. 306

    میدیدم ، ولی حرآات او آه از دریچه ی اطاقم ترسناک ، سنگین و سنجیده به نظرم می آمد ؛ از این بالا مضحک

    #
  7. 307

    و بیچاره جلوه میکرد ، مثل چیزی آه این مرد نباید آارش قصابی بوده باشد و بازی در آورده بود یابوهای

    #