نثر · شماره 338
ترسناک است چه برسد به آنکه حس بکنند آه مرده اند! پیرهایی هستند آه با لبخند میمیرند ، مثل اینکه خواب به
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 335
اگر چه خون در بدن می ایستد و بعد از یک شبانه روز بعضی از اعضاء بدن شروع به تجزیه شدن میکنند ولی
# - 336
تا مدتی بعد از مرگ موی سر و ناخن میروید آیا احساسات و فکر هم بعد از ایستادن قلب از بین میروند و یا
# - 337
تا مدتی از باقیمانده ی خونی آه در عروق آوچک هست زندگی مبهمی را دنبال میکنند؟ حس مرگ خودش
# - 338
ترسناک است چه برسد به آنکه حس بکنند آه مرده اند! پیرهایی هستند آه با لبخند میمیرند ، مثل اینکه خواب به
انتخابشده - 339
خواب میروند و یا پیه سوزی آه خاموش میشود. اما یکنفر جوان قوی آه ناگهان میمیرد و همه ی قوای بدنش تا
# - 340
مدتی بر ضد مرگ میجنگد چه احساساتی خواهد داشت؟
# - 341
بارها به فکر مرگ و تجزیه ی ذرات تنم افتاده بودم ، بطوری آه این فکر مرا نمی ترسانید برعکس آرزوی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 338 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.