نثر · شماره 344
داشتم تا همه ی ذرات تن خودم را به دقت جمع آوری میکردم و دو دستی نگه میداشتم تا ذرات تن من آه مال من
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 341
بارها به فکر مرگ و تجزیه ی ذرات تنم افتاده بودم ، بطوری آه این فکر مرا نمی ترسانید برعکس آرزوی
# - 342
حقیقی میکردم آه نیست و نابود بشوم ، از تنها چیزی آه می ترسیدم این بود آه ذرات تنم در ذرات تن رجاله ها
# - 343
برود. این فکر برایم تحمل ناپذیر بود گاهی دلم میخواست بعد از مرگ دستهای دراز با انگشتان بلند حساسی
# - 344
داشتم تا همه ی ذرات تن خودم را به دقت جمع آوری میکردم و دو دستی نگه میداشتم تا ذرات تن من آه مال من
انتخابشده - 345
هستند در تن رجاله ها نرود.
# - 346
گاهی فکر میکردم آنچه را آه میدیدم ، آسانی آه دم مرگ هستند آنها هم می دیدند. اضطراب و هول و هراس و
# - 347
میل زندگی در من فروآش آرده بود ، از دور ریختن عقایدی آه به من تلقین شده بود آرامش مخصوصی در
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 344 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.