نثر · شماره 356
آه فکر و احساسات آرخت و آند شده میداشتم. بدون زحمت نفس میکشیدم و بی آنکه احساس خستگی آنم ،
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 353
تملق میگفتند فکر زندگی دوباره مرا میترسانید و خسته میکرد نه ، من احتیاجی به دیدن این همه دنیاهای قی
# - 354
آور و این همه قیافه های نکبت بار نداشتم مگر خدا آنقدر ندیده بدیده بود آه دنیاهای خودش را به چشم من
# - 355
بکشد؟ اما من تعریف دروغی نمیتوانم بکنم و در صورتی آه زندگی جدیدی را باید طی آرد ، آرزومند بودم
# - 356
آه فکر و احساسات آرخت و آند شده میداشتم. بدون زحمت نفس میکشیدم و بی آنکه احساس خستگی آنم ،
انتخابشده - 357
میتوانستم در سایه ی ستونهای یک معبد لینگم برای خودم زندگی را بسر ببرم پرسه میزدم بطوری آه آفتاب
# - 358
چشمم را نمیزد ، حرف مردم و صدای زندگی گوشم را نمیخراشید.
# - 359
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 356 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.