نثر · شماره 397
پیش از مرگ یکنفر خونی ، یکنفر دیوانه ی زنجیری در این اطاق بوده ، نه تنها دیوارهای اطاقم ، بلکه منظره ی
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 394
آخرین صورتک آنها بوده و به زودی مستعمل و خراب میشود ، آن وقت صورت حقیقی آنها از پشت صورتک
# - 395
آخری بیرون می آید.
# - 396
نمی دانم دیوارهای اطاقم چه تاثیر زهر آلودی با خودش داشت آه افکار مرا مسموم میکرد من حتم داشتم آه
# - 397
پیش از مرگ یکنفر خونی ، یکنفر دیوانه ی زنجیری در این اطاق بوده ، نه تنها دیوارهای اطاقم ، بلکه منظره ی
انتخابشده - 398
بیرون ، آن مرد قصاب ، پیرمرد خنزرپنزری ، دایه ام ، آن لکاته و همه ی آسانی آه میدیدم و همچنین آاسه ی
# - 399
آشی آه تویش آش جو میخوردم و لباسهایی آه تنم بود همه ی اینها دست به یکی آرده بودند برای اینکه این افکار
# - 400
را در من تولید بکنند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 397 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.