نثر · شماره 22
پای بساط تریاک همه ی افکار تاریکم را میان دود لطیف آسمانی پراآنده آردم. در این وقت جسمم فکر میکرد ،
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 19
روبروی او دختری با لباس سیاه بلند و با حرآت غیر طبیعی ، شاید یک بوگام داسی است ، جلو او میرقصد. یک
# - 20
گل نیلوفر هم به دستش گرفته و میان آنها یک جوی آب فاصله است.
# - 21
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
# - 22
پای بساط تریاک همه ی افکار تاریکم را میان دود لطیف آسمانی پراآنده آردم. در این وقت جسمم فکر میکرد ،
انتخابشده - 23
جسمم خواب می دید ، میلغزید و مثل اینکه از ثقل و آثافت هوا آزاد شده در دنیای مجهولی آه پر از رنگها و
# - 24
تصویرهای مجهول بود پرواز میکرد ، تریاک ، روح نباتی ، روح بطیءالحرآت نباتی را در آالبد من دمیده بود
# - 25
، من در عالم نباتی سیر میکردم نبات شده بودم! ولی همین طور آه جلو منقل و سفره ی چرمی چرت میزدم و
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 22 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.