نثر · شماره 77
آری جای دو تا دندان زرد آرم خورده آه از لایش آیه های عربی بیرون می آمد روی صورت زنم دیده بودم.
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 74
نبود این دردها ؛ این قشرهای بدبختی آه به سر و روی پیرمرد پینه بسته بود و نکبتی آه از اطراف او می
# - 75
بارید ، شاید هم خودش نمیدانست ولی او را مانند یک نیمچه خدا نمایش میداد و با آن سفره ی آثیفی آه جلو او
# - 76
بود نماینده و مظهر آفرینش بود.
# - 77
آری جای دو تا دندان زرد آرم خورده آه از لایش آیه های عربی بیرون می آمد روی صورت زنم دیده بودم.
انتخابشده - 78
همین زن آه مرا به خودش راه نمیداد ، آه مرا تحقیر میکرد ولی با وجود همه ی اینها او را دوست داشتم. با
# - 79
وجود اینکه تاآنون نگذاشته بود یک بار روی لبش را ببوسم!
# - 80
آفتاب زردی بود ، صدای سوزناک نقاره بلند شد. صدای عجز و لابه ای آه همه ی خرافات موروثی و ترس از
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 77 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.