نثر · شماره 82
سرتاپایم را گرفته بود ، داشتم خفه میشد. رفتم در رختخواب افتادم و چشمهایم را بستم از شدت تب مثل این
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 79
وجود اینکه تاآنون نگذاشته بود یک بار روی لبش را ببوسم!
# - 80
آفتاب زردی بود ، صدای سوزناک نقاره بلند شد. صدای عجز و لابه ای آه همه ی خرافات موروثی و ترس از
# - 81
تاریکی را بیدار میکرد. حال بحران ، حالی آه قبلا به دلم اثر آرده بود و منتظرش بودم آمد. حرارت سوزانی
# - 82
سرتاپایم را گرفته بود ، داشتم خفه میشد. رفتم در رختخواب افتادم و چشمهایم را بستم از شدت تب مثل این
انتخابشده - 83
بود آه همه ی چیزها بزرگ شده و حاشیه پیدا آرده بود. سقف عوض اینکه پایین بیاید بالا رفته بود ، لباسهایم
# - 84
تنم را فشار میداد. بیجهت بلند شدم در رختخوابم نشستم ، با خودم زمزمه میکردم:
# - 85
ناگهان ساآت شدم. بعد با خودم شمرده و بلند با لحن « _ بیش از این ممکن نیست _ تحمل ناپذیر است «
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 82 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.