نثر · شماره 91
وقت آسوده و خوشبخت میمردم آن وقت من خوشبختترین مردمان روی زمین بودم این لکاته آه وارد اطاقم
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 88
میزدم در این وقت یک چیز باورنکردنی دیدم در باز شد و آن لکاته آمد. معلوم میشود گاهی به فکر من می
# - 89
افتاد باز هم جای شکرش باقی است او هم میدانست آه من زنده هستم و زجر میکشم و آهسته خواهم مرد
# - 90
جای شکرش باقی بود فقط میخواستم بدانم آیا میدانست آه برای خاطر او بود آه من میمردم اگر میدانست آن
# - 91
وقت آسوده و خوشبخت میمردم آن وقت من خوشبختترین مردمان روی زمین بودم این لکاته آه وارد اطاقم
انتخابشده - 92
شد افکار بدم فرار آرد. نمیدانم چه اشعه ای از وجودش ، از حرآاتش تراوش میکرد آه به من تسکین داد این
# - 93
دفعه حالش بهتر بود ، فربه و جاافتاده شده بود ارخلق سنبوسه ی طوسی پوشیده بود ، زیر ابرویش را برداشته
# - 94
بود ، خال گذاشته بود ، وسمه آشیده بود ، سرخاب و سفیدآب و سرمه استعمال آرده بود. مختصر با هفت قلم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 91 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.