نثر · شماره 126
رفت و سینی شام از دستش افتاد. من خوشم آمد آه اقلا باعث ترس او شدم. بعد بلند شدم سر فتیله را با گلگیر
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 123
پیرمرد خنزرپنزری آه جلو بساط خودش مینشیند جلو پیه سوزی آه دود میزد مانده بودم از سر جایم تکان
# - 124
نمیخوردم ، همین طور به دوده ی پیه سوز خیره نگاه میکردم دوده ها مثل برف سیاه روی دست و صورتم
# - 125
مینشست. وقتی آه دایه ام یک آاسه آش جو و ترپلو جوجه برایم آورد ، از زور ترس و وحشت فریاد زد ، عقب
# - 126
رفت و سینی شام از دستش افتاد. من خوشم آمد آه اقلا باعث ترس او شدم. بعد بلند شدم سر فتیله را با گلگیر
انتخابشده - 127
زدم و رفتم جلو آینه. دوده ها را به صورت خودم میمالیدم. چه قیافه ی ترسناآی! با انگشت ، پای چشمم را
# - 128
دهنم را میدرانیدم ، توی لپ خودم باد میکردم ، زیر ریش خود را بالا میگرفتم و از دو میکشیدم ول میکردم
# - 129
طرف تاب میدادم ، ادا در می آوردم صورت من استعداد برای چه قیافه های مضحک و ترسناآی را داشت.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 126 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.