نثر · شماره 158
شراب ملک ری خوریم ،
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 155
هوا هنوز تاریک بود. از صدای یک دسته گزمه ی مست بیدار شدم آه از توی آوچه میگذشتند ، فحشهای هرزه
# - 156
به هم میدادند و دسته جمعی میخواندند:
# - 157
بیا بریم تا می خوریم ، «
# - 158
شراب ملک ری خوریم ،
انتخابشده - 159
« ؟ حالا نخوریم آی خوریم
# - 160
یادم افتاد ، نه ، یکمرتبه به من الهام شد آه یک بغلی شراب در پستوی اطاقم دارم ، شرابی آه زهر دندان ناگ در
# - 161
آن حل شده بود و با یک جرعه ی آن همه ی آابوسهای زندگی نیست و نابود میشد _ ولی آن لکاته _ ؟ این
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 158 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.