نثر · شماره 167
دیگر بود راست است آه من او را از قدیم میشناختم: چشمهای مورب عجیب ، دهن تنگ نیمه باز ، صدای
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 164
وقت در میان یک تشنج با هم میمردیم! عشق چیست؟ برای همه ی رجاله ها یک هرزگی ، یک ولنگاری موقتی
# - 165
است. عشق رجاله ها را باید در تصنیفهای هرزه و فحشا و اصطلاحات رآیک آه در عالم مستی و هشیاری
# - 166
تکرار میکنند پیدا آرد. مثل: دست خر تو لجن زدن و خاک تو سری آردن ولی عشق نسبت به او برای من چیز
# - 167
دیگر بود راست است آه من او را از قدیم میشناختم: چشمهای مورب عجیب ، دهن تنگ نیمه باز ، صدای
انتخابشده - 168
خفه و آرام ، همه ی اینها برای من پر از یادگارهای دور و دردناک بود و من در همه ی اینها آنچه را آه از آن
# - 169
محروم مانده بودم آه یک چیز مربوط به خودم بود و از من گرفته بودند جستجو میکردم.
# - 170
آیا برای همیشه مرا محروم آرده بودند؟ برای همین بود آه حس ترسناک تری در من پیدا شده بود. لذت دیگری
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 167 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.