نثر · شماره 173
وضع او همیشه جلو چشمم بود بالاخره من هم تصمیم گرفتم یک تصمیم ترسناک. از توی رختخوابم بلند شدم
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 170
آیا برای همیشه مرا محروم آرده بودند؟ برای همین بود آه حس ترسناک تری در من پیدا شده بود. لذت دیگری
# - 171
آه برای جبران عشق ناامید خودم احساس میکردم برایم یک نوع وسواس شده بود ، نمیدانم چرا یاد مرد قصاب
# - 172
روبروی دریچه ی اطاقم افتاده بودم آه آستینش را بالا میزد ، بسم الله میگفت و گوشتها را می برید. حالت و
# - 173
وضع او همیشه جلو چشمم بود بالاخره من هم تصمیم گرفتم یک تصمیم ترسناک. از توی رختخوابم بلند شدم
انتخابشده - 174
، آستینم را بالا زدم و گزلیک دسته استخوانی را آه زیر متکایم گذاشته بودم برداشتم. قوز آردم و یک عبای زرد
# - 175
هم روی دوشم انداختم. بعد سر و رویم را با شال گردن پیچیدم حس آردم آه در عین حال یک حالت مخلوط از
# - 176
روحیه ی قصاب و پیرمرد خنزرپنزری در من پیدا شده بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 173 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.