کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 200

» : گذاشته بود و گفت آن را در بساط پیرمرد خنزرپنزری دیده و خریده است. بعد ابرویش را بالا آشید و گفت

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 197

    در صورتی آه سر آستینش پاره بود. ولی اگر خون راه می افتاد من حاضر نبودم آه پیرهن را رد « ! ونالون

    #
  2. 198

    آنم آیا من حق یک پیرهن آهنه ی زنم را نداشتم؟

    #
  3. 199

    ننجون آه شیرماچه الاغ و عسل و نان تافتون برایم آورد ، یک گزلیک دسته استخوانی هم پای چاشت من در سینی

    #
  4. 200

    » : گذاشته بود و گفت آن را در بساط پیرمرد خنزرپنزری دیده و خریده است. بعد ابرویش را بالا آشید و گفت

    انتخاب‌شده
  5. 201

    من گزلیک را برداشتم نگاه آردم ، همان گزلیک خودم بود. بعد ننجون به حال « ! گاس برا دم دس به درد بخوره

    #
  6. 202

    آره دخترم (یعنی آن لکاته) صبح سحری میگه پیرهن منو دیشب تو دزدیدی! من آه » : شاآی و رنجیده گفت

    #
  7. 203

    نمیخوام مشغول ذمه شما باشم اما دیروز زنت لک دیده بود _ ما میدونسیم آه بچه _ خودش میگفت تو حموم

    #