نثر · شماره 219
شاجون میگه حکیم باشی گفته تو « : وارد اطاق آه شد با چشمهای متعجب ترآمنیش به من نگاه آرد و گفت
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 216
زیاد زیر آفتاب و باران زندگی آرده بودند و با طبیعت جنگیده بودند و نه تنها شکل و شمایل خودشان را با
# - 217
تغییراتی به آنها داده بودند ، بلکه از استقامت ، از شهوت و حرص و گرسنگی خودشان به آنها بخشیده بودند.
# - 218
طعم دهنش را میدانستم ، مثل طعم آونه ی خیار تلخ ملایم بود.
# - 219
شاجون میگه حکیم باشی گفته تو « : وارد اطاق آه شد با چشمهای متعجب ترآمنیش به من نگاه آرد و گفت
انتخابشده - 220
»؟ میمیری ، از شرت خلاص میشیم. مگه آدم چطو میمیره
# - 221
« . بهش بگو خیلی وقته آه من مرده ام » : من گفتم
# - 222
« . شاجون گفت: اگه بچه ام نیفتاده بود همه ی خونه مال ما میشد «
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 219 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.