نثر · شماره 234
قدری سنگین شده بود آه حاضر برای آمترین حرآت نبود. اما بی آنکه لبهایم تکان بخورد یا صدای خودم را
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 231
جاودانی را در خودم حس میکردم ابدیت چیست؟ برای من ابدیت عبارت از این بود آه آنار نهر سورن با آن
# - 232
لکاته سرمامک بازی بکنم و فقط یک لحظه چشمهایم را ببندم و سرم را در دامن او پنهان بکنم.
# - 233
یک بار به نظرم رسید آه با خودم حرف میزدم ، آنهم بطور غریبی ، خواستم با خودم حرف بزنم ولی لبهایم به
# - 234
قدری سنگین شده بود آه حاضر برای آمترین حرآت نبود. اما بی آنکه لبهایم تکان بخورد یا صدای خودم را
انتخابشده - 235
بشنوم حس آردم آه با خودم حرف میزدم.
# - 236
در این اطاق آه مثل قبر هر لحظه تنگتر و تاریکتر میشد ، شب با سایه های وحشتناآش مرا احاطه آرده بود.
# - 237
جلو پیه سوزی آه دود میزد با پوستین و عبایی آه به خودم پیچیده بودم و شال گردنی آه بسته بودم به حالت آپ
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 234 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.