نثر · شماره 251
شراب ملک ری خوریم ،
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 248
هنوز چشمهایم به هم نرفته بود آه یک دسته گزمه ی مست از پشت اطاقم رد میشدند ، فحشهای هرزه به هم
# - 249
میدادند و دسته جمعی میخواندند:
# - 250
بیا بریم تا می خوریم ، «
# - 251
شراب ملک ری خوریم ،
انتخابشده - 252
« ؟ حالا نخوریم آی خوریم
# - 253
ناگهان یک قوه ی مافوق بشر در خودم « ! در صورتی آه آخرش به دست داروغه خواهم افتاد » : با خودم گفتم
# - 254
حس آردم: پیشانیم خنک شد ، بلند شدم عبای زردی آه داشتم روی دوشم انداختم ، شال گردنم را دو سه بار دور
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 251 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.