نثر · شماره 257
دادم صدایش را شنیدم آه میگفت:
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 254
حس آردم: پیشانیم خنک شد ، بلند شدم عبای زردی آه داشتم روی دوشم انداختم ، شال گردنم را دو سه بار دور
# - 255
سرم پیچیدم ، قوز آردم ، رفتم گزلیک دسته استخوانی را آه در مجری قایم آرده بودم در آوردم و پاورچین
# - 256
پاورچین به طرف اطاق لکاته رفتم دم در آه رسیدم اطاق او در تاریکی غلیظی غرق شده بود. به دقت گوش
# - 257
دادم صدایش را شنیدم آه میگفت:
انتخابشده - 258
صدایش یک زنگ گوارا داشت ، مثل صدای بچگیش شده بود. مثل زمزمه ای « ! اومدی؟ شال گردنتو وا آن «
# - 259
آه بدون مسئولیت در خواب میکنند من این صدا را سابق در خواب عمیقی شنیده بودم آیا خواب میدید؟
# - 260
صدای او خفه و آلفت ، مثل صدای دختر بچه ای شده بود آه آنار نهر سورن با من سرمامک بازی میکرد. من
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 257 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.