نثر · شماره 262
من آهسته در تاریکی وارد اطاق شدم ، عبا و شال گردنم را برداشتم. لخت شدم ولی نمیدانم چرا همین طور آه
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 259
آه بدون مسئولیت در خواب میکنند من این صدا را سابق در خواب عمیقی شنیده بودم آیا خواب میدید؟
# - 260
صدای او خفه و آلفت ، مثل صدای دختر بچه ای شده بود آه آنار نهر سورن با من سرمامک بازی میکرد. من
# - 261
« ! بیا تو شال گردنتو وا آن » : آمی ایست آردم دوباره شنیدم آه گفت
# - 262
من آهسته در تاریکی وارد اطاق شدم ، عبا و شال گردنم را برداشتم. لخت شدم ولی نمیدانم چرا همین طور آه
انتخابشده - 263
گزلیک دسته استخوانی در دستم بود در رختخواب رفتم ، حرارت رختخوابش مثل این بود آه جان تازه ای به
# - 264
آالبد من دمید. بعد تن گوارا ، نمناک و خوش حرارت او را به یاد همان دخترک رنگ پریده ی لاغری آه
# - 265
چشمهای درشت و بیگناه ترآمنی داشت و آنار نهر سورن با هم سرمامک بازی میکردیم در آغوش آشیدم. نه ،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 262 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.