نثر · شماره 269
لطیفی داشت ، در این لحظه آرزو میکردم آه زندگیم قطع بشود. چون در این دقیقه همه ی آینه و بغضی آه
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 266
مثل یک جانور درنده و گرسنه به او حمله آردم و در ته دلم از او اآراه داشتم ، به نظرم می آمد آه حس عشق و
# - 267
آینه با هم توام بود. تن مهتابی و خنک او ، تن زنم مانند مار ناگ آه دور شکار خودش می پیچد از هم باز شد و
# - 268
مرا میان خودش محبوس آرد عطر سینه اش مست آننده بود ، گوشت بازویش آه دور گردنم پیچید گرمای
# - 269
لطیفی داشت ، در این لحظه آرزو میکردم آه زندگیم قطع بشود. چون در این دقیقه همه ی آینه و بغضی آه
انتخابشده - 270
نسبت به او داشتم از بین رفت و سعی میکردم آه جلو گریه ی خودم را بگیرم بی آنکه ملتفت باشم مثل مهر
# - 271
گیاه پاهایش پشت پاهایم قفل شد و دستهایش پشت گردنم چسبید من حرارت گوارای این گوشت تر و تازه را
# - 272
حس میکردم ، تمام ذرات تن سوزانم این حرارت را مینوشیدند. حس میکردم آه مرا مثل طعمه در درون خودش
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 269 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.