نثر · شماره 274
این فشار گوارا عرق میریختم و از خود بیخود شده بودم.
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 271
گیاه پاهایش پشت پاهایم قفل شد و دستهایش پشت گردنم چسبید من حرارت گوارای این گوشت تر و تازه را
# - 272
حس میکردم ، تمام ذرات تن سوزانم این حرارت را مینوشیدند. حس میکردم آه مرا مثل طعمه در درون خودش
# - 273
میکشید احساس ترس و آیف به هم آمیخته شده بود ، دهنش طعم آونه ی خیار میداد و گس مزه بود. در میان
# - 274
این فشار گوارا عرق میریختم و از خود بیخود شده بودم.
انتخابشده - 275
چون تنم ، تمام ذرات وجودم بودند آه به من فرمانروایی میکردند ، فتح و فیروزی خود را به آواز بلند میخواندند
# - 276
من محکوم و بیچاره در این دریای بی پایان در مقابل هوی و هوس امواج سر تسلیم فرود آورده بودم موهای
# - 277
او آه بوی عطر موگرا میداد به صورتم چسبیده بود و فریاد اضطراب و شادی از ته وجودمان بیرون می آمد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 274 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.