کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 280

برایم غیر ممکن بود. هر چه آوشش آردم بیهوده بود. گوشت تن ما را به هم لحیم آرده بودند.

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 277

    او آه بوی عطر موگرا میداد به صورتم چسبیده بود و فریاد اضطراب و شادی از ته وجودمان بیرون می آمد

    #
  2. 278

    ناگهان حس آردم آه او لب مرا به سختی گزید ، به طوری آه از میان دریده شد آیا انگشت خودش را هم

    #
  3. 279

    همین طور میجوید یا اینکه فهمید من پیرمرد لب شکری نیستم؟ خواستم خودم را نجات بدهم ، ولی آمترین حرآت

    #
  4. 280

    برایم غیر ممکن بود. هر چه آوشش آردم بیهوده بود. گوشت تن ما را به هم لحیم آرده بودند.

    انتخاب‌شده
  5. 281

    گمان آردم دیوانه شده است. در میان آشمکش ، دستم را بی اختیار تکان دادم و حس آردم گزلیکی آه در دستم

    #
  6. 282

    بود به یک جای تن او فرو رفت مایع گرمی روی صورتم ریخت ، او فریاد آشید و مرا رها آرد مایع گرمی

    #
  7. 283

    آه در مشت من پر شده بود همین طور نگاه داشتم و گزلیک را دور انداختم. دستم آزاد شد ، به تن او مالیدم ،

    #