نثر · شماره 297
اطاق سابق خودم بودم ، تاریک روشن بود و ابر و میغ روی شیشه ها را گرفته بود بانگ خروس از دور
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 294
گلویم می پیچید و از میان تهی در می آمد من پیرمرد خنزرپنزری شده بودم.
# - 295
***
# - 296
چشمهایم را مالاندم. در همان از شدت اضطراب ، مثل این بود آه از خواب عمیق و طولانی بیدار شده باشم
# - 297
اطاق سابق خودم بودم ، تاریک روشن بود و ابر و میغ روی شیشه ها را گرفته بود بانگ خروس از دور
انتخابشده - 298
شنیده میشد در منقل روبرویم گلهای آتش تبدیل به خاآستر سرد شده بود و به یک فوت بند بود. حس آردم آه
# - 299
افکارم مثل گلهای آتش پوک و خاآستر شده بود و به یک فوت بند بود.
# - 300
اولین چیزی آه جستجو آردم گلدان راغه بود آه در قبرستان از پیرمرد آالسگه چی گرفته بودم ، ولی گلدان
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 297 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.