کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 304

خواستم دنبالش بدوم و آن آوزه ،  همین آه خواستم از جایم تکان بخورم از در اطاقم بیرون رفت. من بلند شدم

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 301

    روبروی من نبود. نگاه آردم دیدم دم در یکنفر با سایه ی خمیده ، نه ، این شخص یک پیرمرد قوزی بود آه سر

    #
  2. 302

    و رویش را با شال گردن پیچیده بود و چیزی را به شکل آوزه در دستمال چرآی بسته زیر بغلش گرفته بود

    #
  3. 303

    خنده ی خشک و زننده ای میکرد آه مو به تن آدم راست می ایستاد.

    #
  4. 304

    خواستم دنبالش بدوم و آن آوزه ،  همین آه خواستم از جایم تکان بخورم از در اطاقم بیرون رفت. من بلند شدم

    انتخاب‌شده
  5. 305

    آن دستمال بسته را از او بگیرم ولی پیرمرد با چالاآی مخصوصی دور شده بود. من برگشتم پنجره ی رو به

    #
  6. 306

    آوچه ی اطاقم را باز آردم هیکل خمیده ی پیرمرد را در آوچه دیدم آه شانه هایش از شدت خنده میلرزید و آن

    #
  7. 307

    دستمال بسته را زیر بغلش گرفته بود. افتان و خیزان میرفت تا اینکه به آلی پشت مه ناپدید شد. من برگشتم به

    #