نثر · شماره 26
چین و چروک خورده بود . شیارهائی مثل جای پنجه کلاغ گوشه چشمش دیده میشد که با سکوت بلیغی بمنزله
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 23
محصول پنبه و تریاک و گندم و یا قنداق بچه و نقرس کهنه خودشان شده بود . خود او آیا پیر و ناتوان نشده بود
# - 24
و با منق ل وافور و بطری عرق ب ه امید استراحت ب ه شهر مولد خود برنگشته بود ؟ خواهر کوچکش که در موقع
# - 25
آخرین ملاقات با او آنقدر تر و تازه و جوان سرزنده بنظر میآمد حالا شوهر کرده بود ، چند شکم زائیده بود،
# - 26
چین و چروک خورده بود . شیارهائی مثل جای پنجه کلاغ گوشه چشمش دیده میشد که با سکوت بلیغی بمنزله
انتخابشده - 27
آینه پیری خود شریف ب ه شمار میرفت . حتی شهر سرخ گلی و خرابه ای که گویا به طعنه آباده مینامیدند برای او
# - 28
یک حالت تهدید کننده داشت.
# - 29
شاید دنیا تغییر نکرده و فقط در اثر پیری و ناامیدی همه چیز بنظر او گیرندگی و خوشروئی جادوئی ایام جوانی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 26 از «بن بست» است.