نثر · شماره 32
برایش نمانده بود . او فقط لاشه خود را از این سوراخ ب ه آن سوراخ کشانیده بود و حالا انتظار روزهای بهتری را
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 29
شاید دنیا تغییر نکرده و فقط در اثر پیری و ناامیدی همه چیز بنظر او گیرندگی و خوشروئی جادوئی ایام جوانی
# - 30
را از دست داده بود . فقط او دست خالی مانده بود و هر سال مقدار ی از قوای او از یک منفذ نامرئی بیرون رفته
# - 31
بود بی آنکه ملتفت شده باشد . بجز چند یادبود ناکام و یکی دو رسوائی و کوششهای بیهوده ، چیز دیگری
# - 32
برایش نمانده بود . او فقط لاشه خود را از این سوراخ ب ه آن سوراخ کشانیده بود و حالا انتظار روزهای بهتری را
انتخابشده - 33
نداشت .
# - 34
در اد اره تمام وقت شریف پشت میز قهوه ای رنگ پریده ، در اطاق بالا خانه اداره مالیه میگذشت . خمیازه
# - 35
میکشید، لغت لاروس را ورق میزد و عکسهای آنرا تماشا میکرد، سیگار میکشید یا سرسرکی ب ه کاغذهای اداره
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 32 از «بن بست» است.