نثر · شماره 34
در اد اره تمام وقت شریف پشت میز قهوه ای رنگ پریده ، در اطاق بالا خانه اداره مالیه میگذشت . خمیازه
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 31
بود بی آنکه ملتفت شده باشد . بجز چند یادبود ناکام و یکی دو رسوائی و کوششهای بیهوده ، چیز دیگری
# - 32
برایش نمانده بود . او فقط لاشه خود را از این سوراخ ب ه آن سوراخ کشانیده بود و حالا انتظار روزهای بهتری را
# - 33
نداشت .
# - 34
در اد اره تمام وقت شریف پشت میز قهوه ای رنگ پریده ، در اطاق بالا خانه اداره مالیه میگذشت . خمیازه
انتخابشده - 35
میکشید، لغت لاروس را ورق میزد و عکسهای آنرا تماشا میکرد، سیگار میکشید یا سرسرکی ب ه کاغذهای اداره
# - 36
رسیدگی میکرد و یک امضای گل و گشادی زیرش میانداخت ، ولی در خارج از ا داره بر خلاف روسای ادارات که
# - 37
شبها دور هم جمع میشدند و بساط قمار دائر میکردند، او با همکاران و روسای سایر ادارات مراوده و جوششی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 34 از «بن بست» است.