نثر · شماره 98
همینکه وارد شدند . شریف به غلامرضا دستور داد که تختخواب مجید را در اطاق پذیرائی بزند . سالون او عبارت
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 95
یک نوع انجام وظیفه نسبت ب ه دوست مرده اش بود، بلکه از آن یک جور لذت مخصوصی میبرد . یک نوع احساس
# - 96
تشکر و قدردانی از رفیق مرده اش در او پیدا شده بود که پس از مرگش ، بعد از سالها دوباره تغییر گوارائی در
# - 97
زندگی یکنواخت او داده بود ._ برای اولین بار از سرنوشت خودش راضی بود.
# - 98
همینکه وارد شدند . شریف به غلامرضا دستور داد که تختخواب مجید را در اطاق پذیرائی بزند . سالون او عبارت
انتخابشده - 99
از اطاق دنگالی بود که از قالی مفروش شده بود و یک رج درگاه بدرازی آن دیده میشد و قرینه درگاه ها ، طرف
# - 100
مقابل پنج در رو به ایوان داشت . میز بزرگی وسط اطاق گذاشته بودند که از قالی پوشیده شده بود . یک جعبه
# - 101
قلمزده شش ترک کار آباده روی میز و چند صندلی دور آن بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 98 از «بن بست» است.