کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 108

بودند ! اگر هرگز بدنیا نیام ده بود بکجا بر میخورد . اگر پررو و خوش مشرب و سرزباندار و بی حیا مثل دیگران

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 105

    پای چشم چین خورده ، پوست سوخته و شانه های تو رفته خود را از روی نا امیدی بر انداز کرد . نفسش پس

    #
  2. 106

    رفت ، بنظرش آمد که همیشه آنقدر کریه بوده . یک جور نفرین یک جور بغض گنگ نسبت به بیدادی دنیا و همه

    #
  3. 107

    مردمان حس کرد . یک نوع کینه مبهم نسبت به پدر و مادرش حس کرد که او را باین ریخت و هیکل پس انداخته

    #
  4. 108

    بودند ! اگر هرگز بدنیا نیام ده بود بکجا بر میخورد . اگر پررو و خوش مشرب و سرزباندار و بی حیا مثل دیگران

    انتخاب‌شده
  5. 109

    بود حالا یادبودهای گواراتری برای روز پیری اش اندوخته بود . آب دهنش را فرو داد ، خرخره او حرکت کرد و

    #
  6. 110

    دوباره سر جای اولش ایستاد . در همین وقت مجید وارد شد، هر دو سر بساط نشستند . شریف مشغول کشیدن

    #
  7. 111

    وافور شد و در ضمن صحبت وعده و وعید به مجید میداد که ورود او را ب ه مرکز اطلاع خواهد داد و یکی دو ماه

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 108 از «بن بست» است.