نثر · شماره 115
دست لرزان آلبوم عکس را که یگانه نماینده تحولات مرتب و مطمئن قیافه او بود برداشت . با دستمال رویش را
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 112
دیگر برایش تقاضای اضافه حقوق خواهد کرد.
# - 113
شام را زودتر خوردند و قبل از اینکه مجید برود ، شریف پیشانی او را بوسید . مجید این حرکت را بدون اکراه
# - 114
بطور خیلی طبیعی تلقی کرد . شریف با خودش تکرار کرد :( چه غریب است ! بایستی این اتفاق بیفتد، بایستی !...)با
# - 115
دست لرزان آلبوم عکس را که یگانه نماینده تحولات مرتب و مطمئن قیافه او بود برداشت . با دستمال رویش را
انتخابشده - 116
پاک کرد ، جلو چراغ ورق میزد . در عکس بچگیش که پهلوی خ واهرش ایستاده بود، لباس چروک خورده ، نگاه
# - 117
متعجب داشت و لبخند زورکی زده بود . مثل اینکه میخواست خبر ناگواری را پنهان بکند.
# - 118
عکسی که با شاگردان مدرسه برداشته بود ، همین چشمهای متعجب را داشت ، باضافه یک جور دلهره و هیجان
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 115 از «بن بست» است.