نثر · شماره 133
میلرزید ، نگاهش خیره بود . در رختخواب که دراز کشید و پلکهایش را به هم فشرد ، یک صف از رفقایش
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 130
از گذشته را دور بیندازد ، فراموش بکند ، چون این یاد بودها جزو زندگی او شده بود.
# - 131
تماشای این عکسها امشب تاثیر غریبی در او گذاشت . احساس درد ناک و خشنی بود ، بطوریکه نفسش پ س
# - 132
رفت، یک رشته عدم موفقیت ، دوند گیهای بیهوده و عشقهای ناکام جلو او مجسم شد . شریف لبهایش
# - 133
میلرزید ، نگاهش خیره بود . در رختخواب که دراز کشید و پلکهایش را به هم فشرد ، یک صف از رفقایش
انتخابشده - 134
جلو او ردیف ایستاده بودند که آخرش محو میشد . همه این صورتها از پشت ابر و دود موج میزدند ، در میان
# - 135
دود می لغزیدند و یک زندگی جادوئی ب ه خود گرفته بودند ، در آن میان محسن رفیق هم مدرسه اش از
# - 136
همه دقیق تر و ز نده تر بود . فقط او بود که تاثیر فراموش نشدنی در شریف گذاشته بود ، و ورود
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 133 از «بن بست» است.