نثر · شماره 138
جلو چشمش ورپریده زندگی او را زهر آلود نکرده بود ؟ و از این ب ه بعد در آخر هر مجلس کیفی ته مزه
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 135
دود می لغزیدند و یک زندگی جادوئی ب ه خود گرفته بودند ، در آن میان محسن رفیق هم مدرسه اش از
# - 136
همه دقیق تر و ز نده تر بود . فقط او بود که تاثیر فراموش نشدنی در شریف گذاشته بود ، و ورود
# - 137
ناگهانی مجید و شباهت عجیب او با پدرش این تاثیر را شدید تر کرده بود . آیا مرگ ناگهانی محسن که
# - 138
جلو چشمش ورپریده زندگی او را زهر آلود نکرده بود ؟ و از این ب ه بعد در آخر هر مجلس کیفی ته مزه
انتخابشده - 139
خاکستر در دهنش می ماند و احساس خستگی و زدگی میکرد.
# - 140
چیزی که د ر زندگی باعث ترس شریف شده بود ، قیافه زشتش بود . از این رو نسبت به خودش یک نو ع
# - 141
احساس مبهم پستی می کرد و می ترسید به کسی اظهار علاقه بکند و مسخره بشود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 138 از «بن بست» است.