نثر · شماره 160
علاقه او را بدون تعجب تلقی کرد مثل اینکه باید این طور اتفاق بیفتد!
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 157
شریف گرچه سعی کرد که حرکت طبیعی بکند ، ولی با ترس و اضطراب روی پیشانی محسن را بوسید .
# - 158
همانجوریکه وقتی بچه بود ، روز عید نوروز پدر بزرگش او را میبوسید - یعنی لبهای خود را به پیشانی او
# - 159
میمالید و بر می داشت . پیشانی محسن سرد بود . بعد بلند شدند ، محسن این حرکت بی تناسب و اظهار
# - 160
علاقه او را بدون تعجب تلقی کرد مثل اینکه باید این طور اتفاق بیفتد!
انتخابشده - 161
هنگام مراجعت ، شریف برای اینک ه دل محسن را ب دست آورده باشد ، ساعت ((مکب )) طلائی که پدرش باو
# - 162
داده بود و چندین بار محسن با اشتیاق و کنجکاوی بچه گانه ای آنرا برانداز کرده بود ، در آورد به
# - 163
محسن بخشید . محسن بی آنکه از او توضیحی بخواهد و یا تشکر بکند ، ساعت را گرفت ، نگاه گیجی بآ ن
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 160 از «بن بست» است.