کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 271

چشمهایش برق افتاده بود . زیرا زندگی گمشده خود را از نو بدست آورد ه بود ، آنهم در موقعیکه زندگی

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 268

    و دقت میکرد . هر هفته که به سرکشی دهات اطراف آباده میرفت مجید را بعنوان منشی مخصوص همراه

    #
  2. 269

    خودش میبرد . در خ انه از غلامرضا ایرادهای بنی اسرائیلی نمیگرفت . وسواس تمیزی از سرش افتاده بود

    #
  3. 270

    ودر هر گیلاسی آب میخورد . بنظر میآمد که شریف با زندگی آشتی کرده . غذا را با اشتها میخورد ،

    #
  4. 271

    چشمهایش برق افتاده بود . زیرا زندگی گمشده خود را از نو بدست آورد ه بود ، آنهم در موقعیکه زندگی

    انتخاب‌شده
  5. 272

    او را محکوم کرده بود ! شبها مجید لاابالیانه و بی تکلیف میآمد دم بساط فور می نشست ، با شریف

    #
  6. 273

    تخته نرد میزد یا صحبتهای دری وری میکرد ، و همیشه پیش از اینکه برود بخوابد شریف پیشانی ا و را

    #
  7. 274

    پدرانه میبوسید . یک نوع حالت پر کیف ، یک جور عشق عمیق و مجهول در زندگی یک نواخت ، ساکت ،

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 271 از «بن بست» است.