نثر · شماره 273
تخته نرد میزد یا صحبتهای دری وری میکرد ، و همیشه پیش از اینکه برود بخوابد شریف پیشانی ا و را
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 270
ودر هر گیلاسی آب میخورد . بنظر میآمد که شریف با زندگی آشتی کرده . غذا را با اشتها میخورد ،
# - 271
چشمهایش برق افتاده بود . زیرا زندگی گمشده خود را از نو بدست آورد ه بود ، آنهم در موقعیکه زندگی
# - 272
او را محکوم کرده بود ! شبها مجید لاابالیانه و بی تکلیف میآمد دم بساط فور می نشست ، با شریف
# - 273
تخته نرد میزد یا صحبتهای دری وری میکرد ، و همیشه پیش از اینکه برود بخوابد شریف پیشانی ا و را
انتخابشده - 274
پدرانه میبوسید . یک نوع حالت پر کیف ، یک جور عشق عمیق و مجهول در زندگی یک نواخت ، ساکت ،
# - 275
تنها و سرد شریف پیدا شده بود که ظا هرا هیچ ربطی با عوالم شهوا نی نداشت ، یک جور اطمینان ،
# - 276
بیطرفی ، سیری و استغنای طبع در خودش حس میکرد و در عین حال اح ساس پرستش مبهم و فداکاری
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 273 از «بن بست» است.