نثر · شماره 275
تنها و سرد شریف پیدا شده بود که ظا هرا هیچ ربطی با عوالم شهوا نی نداشت ، یک جور اطمینان ،
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 272
او را محکوم کرده بود ! شبها مجید لاابالیانه و بی تکلیف میآمد دم بساط فور می نشست ، با شریف
# - 273
تخته نرد میزد یا صحبتهای دری وری میکرد ، و همیشه پیش از اینکه برود بخوابد شریف پیشانی ا و را
# - 274
پدرانه میبوسید . یک نوع حالت پر کیف ، یک جور عشق عمیق و مجهول در زندگی یک نواخت ، ساکت ،
# - 275
تنها و سرد شریف پیدا شده بود که ظا هرا هیچ ربطی با عوالم شهوا نی نداشت ، یک جور اطمینان ،
انتخابشده - 276
بیطرفی ، سیری و استغنای طبع در خودش حس میکرد و در عین حال اح ساس پرستش مبهم و فداکاری
# - 277
پدرانه ای نسبت ب ه مجید آشکار مینمود . او وظیفه خودش میدانست که از مجید سرپرستی بکند ، مواظب
# - 278
اخلاق و رفتارش باشد . آیا مجید جای بچه خود او نبود ! آیا ممکن بود که شریف بچه خودش را تا این
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 275 از «بن بست» است.