کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 5

- هیچ میدانی ؟ یک وقت بود که من خود را میان این خرابه ها ، کوره ها ، بیابان ها گمشده گمان میکردم . با

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 2

    کوچکی که رویش یک بطری شراب و دو گیلاس گذاشته بود ند، روبروی یکی از دوستان قدیمی خودش نشسته

    #
  2. 3

    بود. در قهوه خانه پائین ساز میزدند، هوا گرفته و تیره بود، باران نم نم میآمد . فلاندن سر را از ما بین دو

    #
  3. 4

    دستش بلند کرد ، گیلاس شراب را برداشت و تا ته سر کشید و رو کرد به رفقیش :

    #
  4. 5

    - هیچ میدانی ؟ یک وقت بود که من خود را میان این خرابه ها ، کوره ها ، بیابان ها گمشده گمان میکردم . با

    انتخاب‌شده
  5. 6

    خودم میگفتم : آیا ممکن است . یک روزی ب ه وطنم بر گردم ؟ ممکن است همین ساز را بشنوم ؟، آرزو

    #
  6. 7

    میکردم یک روزی بر گردم.

    #
  7. 8

    آرزوی یک چنین ساعتی را میکردم که با تو در اطاق تنها درد دل بکنم . اما حالا میخ واهم یک چیز تازه برایت

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 5 از «آتش پرست» است.