نثر · شماره 7
میکردم یک روزی بر گردم.
شاعرصادق هدایتاثرآتش پرست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
دستش بلند کرد ، گیلاس شراب را برداشت و تا ته سر کشید و رو کرد به رفقیش :
# - 5
- هیچ میدانی ؟ یک وقت بود که من خود را میان این خرابه ها ، کوره ها ، بیابان ها گمشده گمان میکردم . با
# - 6
خودم میگفتم : آیا ممکن است . یک روزی ب ه وطنم بر گردم ؟ ممکن است همین ساز را بشنوم ؟، آرزو
# - 7
میکردم یک روزی بر گردم.
انتخابشده - 8
آرزوی یک چنین ساعتی را میکردم که با تو در اطاق تنها درد دل بکنم . اما حالا میخ واهم یک چیز تازه برایت
# - 9
بگویم، میدانم که باور نخواهی کرد : حالا که برگشته ام پشیمانم ، میدانی باز دلم هوای ایران را می کند مثل
# - 10
اینست که چیزی را گم کرده باشم!
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 7 از «آتش پرست» است.