نثر · شماره 22
رفیقم کست هم که با من بود نگف تم، ترسیدم ب ه من بخندد . میدانی که من بهیچ چیز اعتقاد ندارم ولی من در
شاعرصادق هدایتاثرآتش پرست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 19
نمیدانم حالا تو هر چه دیده ای برایمان تعریف بکن . میدانی آنجا برای ما پاریسیها تازگی دارد.
# - 20
فلاندن کمی سکوت کرد بعد گفت :
# - 21
- یک چیزی بیادم انداختی ، یک روز در ایران برایم پیش آمد غریبی روی داد . تاکنون به هیچکس حتی به
# - 22
رفیقم کست هم که با من بود نگف تم، ترسیدم ب ه من بخندد . میدانی که من بهیچ چیز اعتقاد ندارم ولی من در
انتخابشده - 23
مدت زندگانی خودم تنها یکبار خدا را بدون ریا در نهایت راستی و درستی پرستیدم آنهم در ایران نزدیک
# - 24
همان پرستشگا ه آتش بود که عکسش را دیده ای . وقتیکه در جنوب ایران بودم و در پرسپولیس کاوش می
# - 25
کردم یک شب رفیقم کست نا خوش بود ، من تنها رفته بودم در نقش رستم، آنجا قبر پادشاهان قدیم ایران را
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 22 از «آتش پرست» است.