نثر · شماره 54
ستایش کرده بودند ، از روی آن بآهستگی دود آبی رنگی ب ه شکل ستون بلند میشد و در هوا موج میزد ، سایه
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 51
بشکل گوی گوگرد آتش گرفته از کنار کوه در آمده بود و با روشنائی رنگ پریده ای بدنه آتشکده بزرگ را
# - 52
روشن کرده بود . حس کردم که دو سه هزار سال به قهقرا رفته . ملیت، شخصیت و محیط خودم را فراموش کرده
# - 53
بودم ، خاکستر پهلوی خودم را نگاه کردم که آن دو نفر پیرمرد مرموز جلو آن بخاک افتاده و آنرا پ رستش و
# - 54
ستایش کرده بودند ، از روی آن بآهستگی دود آبی رنگی ب ه شکل ستون بلند میشد و در هوا موج میزد ، سایه
انتخابشده - 55
سنگهای شکسته ، کرانه محو آسمان ، ستاره هائی که بالای سرم میدرخشیدند و بهم چشمک میزدند جلو
# - 56
خاموشی با شکوه جلگه ، میان این ویرانه های اسرار آمیز و آتشکده های دیرینه مثل این بود که محیط ، روان
# - 57
همه گذشتگان و نیروی فکر آنها که بالای این دخمه ها و سنگهای شکسته پرواز میکرد ، مرا وادار کرد ، یا بمن
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 54 از «آتش پرست» است.