نثر · شماره 1
آبجی خانم خواهر بزرگ ماهرخ بود، ولی هر کس که سابقه نداشت و آنها را میدید ممکن نبود باور بکند که با هم
شاعرصادق هدایتاثرآبجی خانم
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
آبجی خانم خواهر بزرگ ماهرخ بود، ولی هر کس که سابقه نداشت و آنها را میدید ممکن نبود باور بکند که با هم
انتخابشده - 2
خواهر هستند . آبجی خانم بلند بالا، لاغر، گندمگون، لبهای کلفت، موهای مشکی داشت و رویهمرفته زشت بود .
# - 3
در صورتی که ماهرخ کوتاه ، سفید ، بینی کوچک ، موهای خرمائی و چشمهایش گیرنده بود و هر وقت میخندید
# - 4
روی لبهای او چال میافتاد . از حیث رفتار و روش هم آنها خیلی با هم فرق داشتند . آبجی خانم از بچگی ایرادی ،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 1 از «آبجی خانم» است.