نثر · شماره 6
خوشخو و خنده رو بود ، ننه حسن همسایه شان اسم او را ‹‹ خانم سوگلی ›› گذاشته بود . مادر و پدرش هم
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 3
در صورتی که ماهرخ کوتاه ، سفید ، بینی کوچک ، موهای خرمائی و چشمهایش گیرنده بود و هر وقت میخندید
# - 4
روی لبهای او چال میافتاد . از حیث رفتار و روش هم آنها خیلی با هم فرق داشتند . آبجی خانم از بچگی ایرادی ،
# - 5
جنگره و با مردم نمیساخت حتی با مادرش دو ماه سه ماه قهر میکرد بر عکس خواهرش مردم دار ، تو دل برو ،
# - 6
خوشخو و خنده رو بود ، ننه حسن همسایه شان اسم او را ‹‹ خانم سوگلی ›› گذاشته بود . مادر و پدرش هم
انتخابشده - 7
بیشتر ماهرخ را دوست داشتند که ته تغاری و عزیز نازنین بود . از همان بچگ ی آبجی خانم را مادرش میزد و با
# - 8
او می پیچید ولی ظاهرا روبروی مردم روبروی همسایه ها برای او غصه خوری میکرد دست روی دستش میزد
# - 9
و میگفت ‹‹ این بدبختی را چه بکنم ، هان ؟ دختر باین زشتی را کی میگیرد ؟ میترسم آخرش بیخ گیسم بماند ! یک
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 6 از «آبجی خانم» است.