نثر · شماره 11
جلو آبجی خانم زده بودند او هم بکلی نا امید شده بود و از شوهر کردن چشم پوشیده بود ، بیشتر اوقات خود را
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 8
او می پیچید ولی ظاهرا روبروی مردم روبروی همسایه ها برای او غصه خوری میکرد دست روی دستش میزد
# - 9
و میگفت ‹‹ این بدبختی را چه بکنم ، هان ؟ دختر باین زشتی را کی میگیرد ؟ میترسم آخرش بیخ گیسم بماند ! یک
# - 10
دختری که نه مال دارد ، نه جمال دارد و نه کمال . کدام بیچاره است که او را بگیرد ؟ ›› از بسکه از اینجور حرفها
# - 11
جلو آبجی خانم زده بودند او هم بکلی نا امید شده بود و از شوهر کردن چشم پوشیده بود ، بیشتر اوقات خود را
انتخابشده - 12
بنماز و طاعت میپرداخت : اصلا قید شوهر کردن را زده بود یعنی شوهر هم برایش پیدا نشده بود . یک دفعه هم
# - 13
که خواستند او را بدهند به کل حسین شاگرد نجار ، کل حسین او را نخواست . ولی آبجی خانم هر جا می نشست
# - 14
می گفت : ‹‹ شوهر برایم پیدا شد ولی خودم نخواستم . پوه ، شوهرهای امروزه همه عرقخور و هرزه برای لای
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «آبجی خانم» است.